قرآن در زمان عثمان
چرا و چگونه قرآن در زمان عثمان بن عفان یکپارچه شد؟
تالیف: واحد پژوهش رسانه قرآنی ترنم نور پس از آنکه قرآن در روزگار خلافت ابوبکر صدیق (رض) بهصورت مجموعهای مکتوب گردآوری شد، آن مصحف بهعنوان مرجع اصلی حفظ و قرائت در اختیار امت قرار گرفت و نسل به نسل منتقل شد. اما با گسترش سریع قلمرو اسلامی در دهههای بعد، واقعیتی تازه پدید آمد: حفظ قرآن، تنها با داشتن یک نسخهی مکتوب تضمین نمیشد؛ نیاز به وحدت در قرائت نیز به مسئلهای حیاتی تبدیل گشت. اسلام در زمان عثمان بن عفان (رض) از مرزهای جزیرهالعرب گذشته و به سرزمینهایی رسیده بود که مردم آن، زبان و لهجهی عربی را بهصورت طبیعی نمیدانستند. همهی مسلمانان به یک متن واحد ایمان داشتند، اما تفاوت در تلفظها و لهجهها گاه سبب اختلاف در تلاوت میشد. آنچه در ابتدا نشان از غنای زبانی عرب بود، با فاصله گرفتن از زبان نخستین وحی، به سوءتفاهم میان مسلمانان انجامید. برخی تصور میکردند تنها قرائت خودشان صحیح است و قرائت دیگران نادرست. در چنین شرایطی، موضوعی که بعدها با عنوان «مصاحف مختلف» شناخته شد، مطرح گردید. این مصاحف، «قرآنهای متفاوت» نبودند، بلکه نسخههای شخصی برای آموزش و یادداشتهای فردی بودند که گاهی شامل توضیحات احادیث یا ترتیب خاص سورهها برای آموزش میشدند. خطر آنجا بود که بعضی از این نسخهها بهعنوان مرجع عمومی مطرح میشد و میتوانست موجب اختلاف شود. در یکی از فتوحات، حذیفه بن یمان (رض)، هنگام مشاهدهی این تفاوتها میان سپاهیان مناطق مختلف، با نگرانی به مدینه بازگشت و به خلیفه گفت: «پیش از آنکه امت اسلام همانند امتهای پیشین در کتاب خود دچار اختلاف شود، چارهای بیندیش!» عثمان (رض) با درایت به عمق مسئله پی برد. او میدانست راهحل در حذف قرائتها یا تغییر متن نیست، بلکه باید معیار واحدی برای تلاوت عمومی تعیین شود تا اختلافها فروکش کند. از همینرو، دستور داد مصحفِ مرجع، همان نسخهای که در عهد ابوبکر (رض) و به دست زید بن ثابت (رض) و جمعی از کاتبان گردآوری شده بود، محور کار قرار گیرد. هیئتی از قاریان و نویسندگان آگاه، به سرپرستی زید بن ثابت و همکاری اصحاب نامآور، مأمور شدند تا نسخههای دقیق و همسانی بر پایهی همان مصحف تهیه کنند. عثمان (رض) دستور داد اگر اختلافی در تلفظ لهجهای پیش آمد، مطابق لهجهی قریش نوشته شود؛ زیرا نزول قرآن در آن لهجه صورت گرفته بود. نکتهی اساسی این است که اقدام عثمان (رض)، خلق متنی تازه یا تغییر در قرآن نبود؛ بلکه تثبیت و یکنواختسازی متن موجود بود تا از برداشتهای ناهماهنگ پیشگیری شود. پس از تکمیل نسخهها، مصاحف رسمی به مراکز مهم اسلامی ــ چون کوفه، بصره، شام و مکه ــ فرستاده شد. همزمان، از مردم خواسته شد قرائت عمومی و آموزش قرآن را بر اساس این مصاحف معیار سامان دهند و یادداشتهای شخصیِ پراکندهای را که ممکن بود موجب اختلاف گردد، کنار بگذارند. این اقدام، ظاهراً کاری ساده مینماید، اما در حقیقت یکی از عقلانیترین و آیندهنگرانهترین تصمیمهای تاریخی برای صیانت از متن وحی بود. عثمان (رض) با تدبیر خود، تنوع طبیعی در قرائتها را به انضباطی مشترک تبدیل کرد و با وحدت معیار نگارش، زمینهی انسجام امت اسلامی را فراهم آورد. تلاش برای وحدت قرائت، اقدامی تحمیلی نبود، بلکه پاسخی سنجیده به یک ضرورت اجتماعی بود؛ ضرورتی که از رشد سریع اسلام، تنوع قومی و زبانی مسلمانان، و احتمال شکاف بر سر قرائت پدید آمده بود. از اینرو، وحدت قرائت نه نفی گوناگونی، بلکه مدیریت آگاهانهی آن بود. بههمین سبب، قرآنِ موجود در تمام دورانها، همان قرآن نازلشده بر پیامبر اکرم ﷺ است؛ با همان آیات، همان ترتیب رسمی و همان محتوا. اصطلاح «مصحف عثمانی» تنها به نسخهی معیارپردازیشده در آن دوره اشاره دارد، نه به تغییری در متن. در جمعبندی میتوان گفت: تصمیم عثمان بن عفان (رض) برای تدوین و یکپارچهسازی مصاحف، واکنشی خردمندانه به چالشی زبانی بود که اگر مهار نمیشد، میتوانست به اختلاف دینی بینجامد. با این اقدام، قرآن از هرگونه چندگانگی مصون ماند و امت اسلامی، متنی واحد برای همیشگی در اختیار یافت، متنی که همان وعدهی الهی را تحقق بخشید: پاسداری از کتابی که برای همهی نسلها، بیگزند و استوار باقی ماند.









