matin
خواستههای قرآن از مخاطبانش(۲)
خواستههای قرآن از مخاطبانش(۱)
سورهای مانند قرآن بیاورید
أَمۡ یَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۖ قُلۡ فَأۡتُواْ بِسُورَهٖ مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواْ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن کُنتُمۡ صَٰدِقِینَ (یونس – ۳۸) (أم یقولون:افتراه؟ ). یا میگویند که (محمّد قرآن را خودش سـاخته و پرداخته است و) او آن را به دروغ به خدا نسـبت داده است؟. پس از این نفی و این بیان، میگویند: پس ایـن قرآن ساخته و پرداختۀ خود محمّد است… مگر نه این است که محمّد صلّی الله علیه و آله وسلّم انسانی است و با همان زبانی سـخن میگوید که آنان بدان سخن میگویند، و همان حروفی را در اختیار دارد که ایشان را در اختیار دارند. از قبیل: (ألف .لام .میم ) …(الف . لام . را )… ( الف. لام .میم . صاد)… ۱[۳] و غیره… آنان هم مشغول شوند، و هـمۀ کسـانی را همراه خود کنند که میتوانند ایشان را گرد بیاورند، و به ساختن و پرداختن بپردازند و به دروغ به خدا نسـبت دهند، همانگونه که گمان میبرند مـحمّد چـنین کـرده است. آنان نه همۀ قرآن را بلکه سورهای همانند آن را ساخته و پرداخته کنند و ارائه دهند: (قل:فأتوا بسوره مثله , وادعوا من استطعتم من دون الله إن کنتم صادقین ). بگو: (اگر چنین است و قرآن ساختۀ بشر است) شما یک سورۀ همانند آن را بسازید و ارائه دهید، و در این کار هر کسی را که میخواهید بجز خدا فراخوانید و به کمک بطلبید، اگر راست می گوئید (که قرآن را مـن ساخته و پرداختهام). نتیجۀ این مبارزه طلبی ثابت و آشکار گردید، و معلوم و پدیدار شد که از انجام چنین کاری درمانده و ناتوانند. هنوز هم چنین است و پیوسته هم چنین خواهد بود: هیچ کسی و هیچ گروهی نتوانسته و هرگز نـمیتوانند کـه سورهای همانند سورهای از قرآن را بسازند و بیاورند. کسانی که بلاغت و فصاحت زبان عربی را فهم و درک میکنند، و با جمال و زیبائی هـنری ایـن زبان، و بـا همآوائی و هماهنگی آن آشنا هستند، خوب مـیدانـند ایـن گونه سـخنگوئی از آدمـیزاد بـرنمیآید. همچنین کسانی که نـظامها و سـیستمهای اجتماعی، و اصـول قانونگذاری را بررسی و پژوهش مینمایند، و نظام و سیستمی را که این قرآن با خود به ارمغان آورده است مطالعه و وارسی میکنند، خوب میدانند که در قرآن به تنظیم جامعۀ بشری، و به مقتضیات زندگی انسانها از هر جهت توجّه شده است و همۀ جوانب حـیات، آنـان پیش چشم بوده است، و همۀ نیروهای اندوختۀ سودمند، و همۀ فرصتهای مناسب، برای رویاروئی ساده و آسان با حوادث زمان و با دگرگونیها و تـحوّلات آن، مورد استفاده قرار گرفته است… همۀ اینها بالاتر و فراتـر از آن هستند که عقل یک انسان، یا مجموعۀ عقلهای یک نسل، و یا مجـموعۀ خردهای همۀ نسـلهای پیاپی در طول زمان، بتوانند بدانها احاطه و دسترسی پیدا کنند… و نیز چنین است حال کسانی که دربارۀ روانشناسی و روانکاوی انسانها، و دربارۀ وسائل و راههای تأثیر در نفس انسانها، و راجع به کارها و شیوههای نفوذ به دلها و درونها، مطالعه و تحقیق مـیکنند، و به بـررسی و پژوهش وسائل و روشهای قرآن میپردازند. در قرآن تنها اعجاز کلمات و تعبیرات، و اعجاز، نـحوۀ ادای سخن، موجود نیست و بــس . بلکه اعجاز مطلقی در قرآن است که کارشناسان آگـاه از ایـن امور، و نـیز کارشناسان آگاه از نظامها و سـیستمهای اجـتماعی و مسائل حـقوقی و قانونگذاری، و امور روانی، و نظائر اینها، بدان آگاه هستند. کسانی که در فن تعبیر وارستهاند، و کسانی که از نحوۀ اداء هـنری آگـاهی زیـادی دارنـد، بـیشتر از دیگـران میدانند چه اندازه تعبیر قرآنی از اعـجاز بـرخـوردار است و نـــیز کســانی کـه راجـع بـه افکـار و آراء و نـظریهپردازیـهای اجـتماعی و قـانونی و روانی، و اندیشههای انسانی به طور کـلی، تحقیق کـردهانـد و پژوهش نمودهاند، از دیگران بهتر و بیشتر به فراخی و ژرفی اعجاز موضوعی این کتاب پی میبرند. پیشاپیش اعتراف میکنم که از بیان حقیقت اعجاز قران و از ذکر اندازۀ اعجاز آن چـنان کـه باید درمـانده و ناتوانم. همچنین عاجزم از این که اعـجاز قرآن را با اسلوب بشری به تصویر بکشم. این را هم میدانم کـه سخن به درازا کشاندن دربارۀ این اعجاز – آن هـم در حدود توان بشری – موضوع کتاب مسـتقلی است. لذا در اینجا خواهم کوشید که نگاه گذرائی به گوشههائی از اعجاز قرآن بیندازم. شـیوۀ سـخنپردازی قـرآنـی از شـیوۀ سـخنپردازی انسانی، ممتاز و جداگانه است… سخن قرآن سـلطه و قدرت شگـفتی بر دلها دارد، سلطه و قدرتی که سـخن انسان بیبهره از آن است. حتیّ این سـلطه و قـدرت گاهی بر کسانی تأثیر میگذارد کـه قـرآن را تـلاوت میکنند، ولی حرفی از زبان عربی نمیدانند… حوادث شگفتی روی داده است که نمیتوان آنها را تفسیر کرد مگر با چیزی که میگوئیـم. هر چند این چیز قاعدۀ کـلّی نیست، ولی وقوع آن حوادث نیاز به تفسیر و تـعلیل دارد… نمونههائی از حوادث و رخـدادهـائی را ذکـر نمیکنم که برای غـیر خـودم روی داده است. ولیکـن حادثهای را ذکر میکنم که برای خودم روی داده است. پنج نفر با من در این حادثه حضور داشتهاند و گواه بر آن هستند. حادثه این است: در حدود پانزده سال قبل ما شش نفر مسلمان سوار یـک کشتی مصری شدیم. کشتی ما را از میان امواج اقیانوس اطلس به سوی نیویورک به حرکت درآورد. مسافران کشتی ۱۲۰ نفر زن و مرد خارجی بودند. در میانشان یک نفر مسلمان هم نبود… بر دلـمان گذشت که روی عرشۀ کشتی در میان اقیانوس نماز جمعه را بـخوانیم!… خدا میداند ما نـمیخواستیم نماز جمعه را اقامه کنیم، ولی چون دیدیم که یک مبلّغ مسیحی روی عرشۀ کشتی به کار تبلیغ خـود مشغول است، و حتّی با ما هم دم از تبلیغ میزند، احسـاسات دینی ما را دربرگرفت و ما را بـرآن داشت کـه نـماز جمعه را بخوانیم. فرمانده کشتی که یک نفر انگـلیسی بود کار را برای ما تدارک دید و اجازه داد که نماز خود را بخوانیم. به ملّاحان و آشپزان و خدمتکاران کشتی که همه از مملکت نوبه و مسلمان بودند اجازه داد آنانی که در وقت نماز سر پست نبوده و به «خدمت« مشغول نیستند با ما نماز بخوانند! مسلمانان کشتی هـمگی از این امر بسیار شادمان شدند. چرا که برای نخستین بار بود که نماز جمعه بر عرشۀ کشتی خـوانـده میشد…
انفاق برخاسته از ایمان
«آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُم مُّسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ»[حدید – ۷] «به خداوند و پیامبر او ایمان بیاورید و از آنچه شما را در آن جانشین ساخته است انفاق کنید، آرى کسانى از شما که ایمان آورده و انفاق کنند پاداش بزرگى دارند» نکته ها: 🔸خطاب این آیه به مؤمنان است و مراد از فرمان به ایمان، «آمنوا بالله و رسوله» عمل به لوازم ایمان است، چنانکه به دنبال آن مى فرماید: شما که ادّعاى ایمان دارید، براى اثبات ادّعاى خود، باید در راه خدا انفاق کنید . 🔹مراد از خلیفه بودن انسان در جمله «جعلکم مستخلفین فیه» یا آن است که خداوند، انسان را جانشین خود در زمین قرار داده است، چنانکه آیه «انّى جاعل فى الارض خلیفه»( بقره:۳۰) به آن اشاره دارد که در این صورت معناى آیه چنین مى شود: اى مؤمنان! شما جانشین خداوند در زمین هستید و آنچه در اختیار دارید، مِلک خداست نزد شما، پس از آنچه خدا به شما عطا کرده، به دیگران نیز انفاق کنید. 🔸معناى دیگر آن است که شما مردمانِ امروز، جانشین پیشینیان خود هستید و اموالى که در دست شماست، قبلاً در دست آنها بوده است، پس از این اموال انفاق کنید که روزى شما نیز نخواهید بود و این اموال در دستِ وارثان و آیندگان شما خواهد بود. 🔹 ایمانى ارزشمند است که کمک به نیازمندان و پروژه های نیک و آبادگرانه به دنبال داشته باشد. «آمِنوا… أنفِقوا» 🔸 انفاقى ارزشمند است که برخاسته از ایمان و انگیزه خشنودی خداوند باشد. «آمِنوا… أنفِقوا» 🔹 هر چه انسان دارد، عاریه و امانت است، مالک اصلى فقط خداست. «جعلکم مستخلفین فیه» 🔸 گرچه ایمان و انفاق، تکلیف و وظیفه است، ولى خداوند براى آن پاداش قرار داده است. «فالّذین آمنوا… و أنفقوا لهم أجر کبیر»، راستی چه چیز می تواند همچون پاداش بزرگ که سرفرازی ابدی در سرای جاوید را به ارمغان می آورد، انگیزه بخش تلاش و هزینه کردن باشد؟
قاری ترنم نور(۵): محمدرضا محمدیان
«شیخ محمدرضا محمدیان»، متولد سال ۱۳۵۷ در شهر لطیفی از توابع شهرستان لارستان واقع در استان فارس هستند. ایشان از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۸۵ در دانشگاه اسلامی مدینه منوره مشغول تحصیل در رشتهی قرائات بوده و پس از اتمام تحصیلات به ایران باز گشتند. شیخ رضا حافظ کل قرآن کریم و از چهرههای نامآشنای قرائت و تلاوت کلام الله و نیز استاد دروس قرائات و علوم قرآن در مدرسه دینی امام شاطبی شهر لطیفی هستند و هر سال در مناطق مختلف، شاگردان مستعد و علاقهمند به زمینههای قرآنی را پذیرش نموده و برای آنها اقدام به برگزاری دورههای تخصصی فشرده در حوزهی قرائات و تربیت مربی قرآن مینمایند. ایشان هماکنون در شهر لطیفی از توابع استان فارس سکونت داشته و مشغول فعالیتهای قرآنی میباشند.
قاری ترنم نور(۴): محمد امین اسدی
«قاری محمد امین اسدی» متولد سال ۱۳۵۳ در شهر سنندج مرکز استان کردستان، دانشآموختهی رشتهی ریاضیات و دبیر آموزش و پرورش میباشند. ایشان از چهرههای نامآشنای قرائت و تلاوت و آموزش قرآن کریم هستند که با شرکت در مسابقات و محافل قرآنی در مناطق مختلف ایران و کشورهایی نظیر عراق، امارات، ترکیه، هندوستان و عربستان، موفق به کسب رتبههای برتر در سطوح بینالمللی شدهاند. از جملهی این توفیقات میتوان به کسب مقام اول در مسابقات بینالمللی امارات متحده عربی، مقام دوم در مسابقات بینالمللی هندوستان و مقام اول در مسابقات قرآنی غرب ایران اشاره نمود. ایشان هماکنون در شهر سنندج مشغول فعالیتهای قرآنی میباشند.
قاری ترنم نور(۳): سید عباس حسینی
«قاری سید عباس حسینی»، متولد سال ۱۳۴۷ در شهرستان سروآباد از توابع استان کردستان است. وی دانشآموختهی رشتهی منابع طبیعی و بازنشستهی سازمانهای منابع طبیعی و جهاد کشاورزی استان کردستان است. همچنین فارغالتحصیل رشتههای حقوق و علوم قرآنی بوده و در حوزههای قرائت، ترتیل، تدریس، ارزیابی و داوری مسابقات قرآن کریم در سطوح منطقهای، ملّی و بینالمللی به صورت حرفهای فعالیت دارد. قاری عباس حسینی از سال ۱۳۹۱ تاکنون، مدیریت مؤسسهی قرآنی «تعلیم الذکر الحکیم» شهر سنندج را برعهده داشته و صاحب چند دوره قرائت، ترتیل و ترجمهی قرآن کریم است.
قاری ترنم نور(۲): سیداحمد هاشمی
«دکتر سیداحمد هاشمی» متولد سال ۱۳۴۸ در شهر خور لارستان از توابع استان فارس میباشد. ایشان تحصیلات خود را در مقطع متوسطه در شهر اوز فارس سپری کرده، کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در سودان و دکتری تخصصی(PhD) را در مالزی اخذ نموده است. دکتر هاشمی پس از إتمام تحصیلات عالی در خارج از کشور، در سال ۱۳۸۷ به ایران بازگشته و به عنوان پژوهشگر و مدرس، در مراکز علوم اسلامی، مشغول فعالیت میباشد. ایشان حافظ کل قرآن کریم بوده و بر ۲ زبان عربی و انگلیسی تسلط داشته و سابقهی امامت در مساجد کشورهای مختلف از جمله ایران، سودان و مالزی را دارا میباشد.
قاری ترنم نور(۱): خالد محمدی
«قاری خالد محمدی» متولد سال ۱۳۶۴در شهر روانسر از توابع استان کرمانشاه میباشد. ایشان تحصیلات خود را در مقطع متوسطه در کشور امارات متحده عربی سپری کرده و کارشناسی و کارشناسی ارشد را به ترتیب در کشورهای کویت و لبنان اخذ نموده است. پس از اتمام تحصیلات، فعالیتهای فرهنگی خود را با مشارکت در کنفرانسها و همایشهای ملی و بینالمللی آغاز کرد و در سال ۱۳۹۰ به ایران بازگشته و از آن هنگان تا به امروز، مشفول فعالیتهای خدماتی و حمایتی در حوزههای خیریهای و فرهنگی میباشد که از جملهی آنها میتوان به «حمایت از مدارس در مناطق محروم»، «امدادرسانی به زلزلهزدگان و سیلزدگان» و «ساخت مساجد» اشاره نمود.

















