رسانه قرآنی
اعجاز قصص قرآنی
داستانهای نغز و آموزنده بخش زیادی از آیات قرآن کریم را به خود اختصاص داده است. اشارهی خداوند به سرگذشتِ پیامبران، زنان و مردان مهم تاریخ، در نهایت اختصار و در اوج فصاحت و بلاغت، گوشهی دیگری آر اعجاز فراوان قرآن را به نمایش میگذارد، به گونهای که حتی تکرار برخی از داستانها، چون دارای هدفی معین و از روی حکمتهای مشخص بیان شدهاند، برای خواننده ملالآور و خستهکننده نیست. خداوند در آخرین پیامش ضمن تصحیح برخی از داستانهای پیشین (تورات و انجیل) از بیان جزئیات پرهیز و فقط آن قسمت از زندگی پیامبران را برجسته مینماید که بتواند پند و اندرزهای فراوانی را برای بشریت به ارمغان بیاورد. بنابراین بیان چنین داستانهای زیبایی از سوی پیامبریامیـ درس نخوانده ـ و در نهایت اختصار ولی کاملاً آموزنده، بزرگترین دلیل بر صدق نبوت و الهی بودن قرآن میباشد. داستانهایی که پیامبر (ص) قبلاً از آنها بیخبر بوده و به گواهی تاریخ، پیامبر (ص) آنها را نزد هیچ فردی نیاموخته است. نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ یوسف/۳ «ما از طریق وحی این قرآن، نیکوترین سرگذشتها را برای تو بازگو میکنیم هر چند که قبل از آن از زمرهی بیخبران بودی.» تِلْکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ نوحیها إِلَیْکَ مَا کُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلا قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَهَ لِلْمُتَّقِینَ هود/۴۹ «این (قصه و داستانهای ملتهای پیشین که تو آنان را ندیدهای) جزء اخبار غیب است که آن را به تو (ای محمد) وحی میکنیم. نه تو و نه قوم تو قبلاً آن را نمیدانستید.» بنابراین خداوند با بیان این داستانها برای آخرین پیامبرش میخواهد ضمن استوار نمودن و مطمئن ساختن دل آن حضرت، پند و اندرزهایی را در لابلای زندگی پیامبران به مؤمنان عرضه نماید. وَکُلا نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَکَ وَجَاءَکَ فِی هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَهٌ وَذِکْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ هود/۱۲۰ «این همه از اخبار پیامبران که بر تو میخوانیم، کلاً بدین خاطر است تا دلت را بدان مطمئن و استوار بداریم و در برابر مشکلات تبلیغِ رسالت آن را برای تو تقویت نماییم. در ضمن این (اخبار همان) حقی آمده است که (پیامبران دیگران را بدان دعوت میکردند) برای ایمانداران پند و یادآوری مهمیذکر شده است.» اوّلین نکتهای که میتوان از شرح حال پیامبران دریافت نمود، این است که همهی آنها از آدم تا خاتم از یک شجرهی طیبه بوده و از یک منبع و سرچشمه، پیام دریافت نمودهاند و با وجود اختلاف در شرایط زمانی و مکانی، دارای اصول و اهداف مشترکی بوده و هستهی دعوتی آنها همانند هم بوده است. آنها همانند متفکرین و فیلسوفان در تباین و ضدیت با یکدیگر سخن بر زبان نراندهاند؛ بلکه همواره همدیگر را تأیید نمودهاند؛ چراکه دین در نزد همهی آنها اسلام بوده است. در واقع تفاوتهای جزئی که در برخی احکام، قوانین و شرایع داشتهاند، مربوط به پوستهی دین بوده، آن هم به دلیل مصلحتِ پروردگار در راستای همخوانی آن شرایع و احکام با فرهنگ حاکم بر اقوام آن پیامبر و تفاوت در استعداد و توانایی آنها بوده است. خداوند میفرماید: شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ شوری/۱۳ «خداوند آیینی را برای شما (مؤمنان) بیان داشته و روشن نموده که آن را به نوح توصیه کرده و ما آن را به تو و به ابراهیم، موسی و عیسی سفارش نمودهایم و به همهی آنها سفارش کردهایم که (اصول) دین را پابرجا دارید و در آن تفرقه نکنید و اختلاف نورزید.» لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لأولِی الألْبَابِ یوسف/۱۱۱ «حقیقتاً در بیان داستان آنان (پیامبران) عبرت و اندرزی برای فرزانگان و اهل معرفت وجود دارد.» با شما خوانندگان عزیز همراه میشویم تا بر اساس میزان نزدیکی به اهل خرد و معرفت، از این بوستان پر بهای الهی، گلها و سنبلهای پند و اندرز را چیده و به شما خوانندگانِ محترم تقدیم داریم. در این راستا از اساس و پایهی دعوتی تمام انبیاء شروع میکنیم که دعوت به عبادت همه جانبهی خداوند و دوری از طاغوت بوده است. وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَهُ فَسِیرُوا فِی الأرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الْمُکَذِّبِینَ (۳۶) نحل/۳۶ «ما در میان هر ملتی پیامبری را برانگیختیم (و محتوای دعوت همهی آنها این بوده است) که خدا را بپرستید و از هر معبود غیر خدا (مانند شیطان، بتها و غیره) دوری کنید! خداوند گروهی از مردمان را که بر اثر کردار نیک، شایستهی لطف او شدند را به راه راست) هدایت داد و بر گروهی از ایشان (بر اثر کردار ناشایست خود) گمراهی واجب گردید. پس در زمین گردش کنید و بنگرید و ببینید که سرانجام کارکسانی (که آیات خدا را) تکذیب کردهاند به کجاکشیده است.» پس، آغاز دعوت تمامیپیامبران مبارزه با طاغوتهای هم عصرشان بوده است؛ ابراهیم با نمرود، موسی با فرعون، محمّد (ص) با ابوجهل و سایر سران و بزرگان قریش در میافتد تا مهمترین مرحلهی دعوتی آنان شکل بگیرد؛ زیرا بندگیِ بندگان برای پروردگار، زمانی تحقّق مییابد که به آن نمادهای پوشالین و دروغین، که حقِّ حاکمیّت را از خداوند سلب نمودهاند و آنرا به خود اختصاص دادهاند، فطرت بندگان را تغییر و آنها را وادار به تعظیم و تکریم در برابر خودشان کردهاند، از هم بپاشد؛ زیرا تا وقتی که حق غصب شدهی الهی برگردانده نشود، و الوهیت و ربوبیت انحصاراً از آن ِپروردگار نگردد، عمران و آبادانی در زمین و پیادهکردن آموزههای اخلاقی غیر ممکن و ناشدنی است. بنابراین تمامیانبیاء در مرحلهی آغازین دعوت خویش با کانونهای قدرتِ مادی و ثروت که همچون سد و مانعی در برابر ابلاغ رسالتشان ایستاده بودند، مبارزه و مقابله و در این راه همه نوع شکنجه و آزارهای جسمیو روحی را تحمّل نموده، تبعید شده و طعم آوارگی و دوری از خانه و کاشانهی خویش را چشیده و در بسیاری موارد جان و مال خویش را در این راه بخت کردهاند. اهمیّت دعوت پیامبران وقتی بیشتر نمود پیدا میکند که بدانیم آنها تمامیاین سختی و نارضایتیها را بدون اینکه درخواست مزدی داشته باشند و یا در صدد بهدست
قرآن، رسانهای اخلاق مدار
مقدمه اگر اندکی به پیرامون خود و دگرگونیهای آن بنگریم، وسایل ارتباطجمعی و ابزارهای رسانهای نوین مانند اینترنت و ماهواره را میبینیم، درونمایه و ماهیت بنیادین این رسانهها و رسانههای گذشته یک چیز است و آن ارتباط برای جابجایی دادههاست و این دستاورد نوینی نیست بلکه تاریخ پیدایش رسانه به زمان نیاز آدمی به دادوستد دادهها یا به گفتهای به آغاز زندگی اجتماعی آدمهای نخستین برمیگردد، آنجا که آدمی پیش از ارتباط زبانی برای تفهیم خواستهی خود به دیگران از حرکات دست و صورت و یا کشیدن نگارههایی بهره میبرده است. رسانه یک نیاز اجتماعی آدمیان است که هرگز از آن بینیاز نبوده و نیستند؛ زیرا که آنان موجوداتی اجتماعی آفریده شدهاند: «یاأَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکمْ مِنْ ذَکرٍ وَأُنْثَی وَجَعَلْنَاکمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا»، «ای مردم! همانا ما شما را از مرد و زنی آفریدهایم و شما را از اقوام و قبائلی قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید»(حجرات، ۱۳) ولی ابزارها به فراخور روز تغییر و پیشرفت میکنند. رد پای رسانه را در قرآن میتوان از همان گفتوگوهای نخستین خداوند با ملائکه در ارتباط با آفرینش آدم و آموزش «علم اسماء» به وی یافت؛ آنجا که میفرماید: «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلَائِکهِ فَقَالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ کنْتُمْ صَادِقِینَ * قَالُوا سُبْحَانَک لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّک أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَکیمُ * قَالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَکمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا کنْتُمْ تَکتُمُونَ»، «سپس به آدم نامهای (اشیاء و خواصّ و اسرار چیزهائی را که نوع انسان از لحاظ پیشرفت مادی و معنوی آمادگی فراگیری آنها را داشت، به دل او الهام کرد و بدو) همه را آموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست میگوئید (و خود را برای امر جانشینی از انسان بایستهتر میبینید) اسامی (و خواصّ و اسرار) اینها را برشمارید. فرشتگان گفتند: منزّهی تو، ما چیزی جز آنچه به ما آموختهای نمیدانیم (و توانائی جانشینی را در زمین و استعداد اشتغال به امور مادی را نداریم و معترفیم که آدم موجودی شایستهتر از ما است و) تو دانا و حکیمی. فرمود: ای آدم! آنان را از نامها (و خواصّ و اسرار این) پدیدهها آگاه کن. هنگامی که آدم (فرمان خدا را لبّیک گفت و) فرشتگان را از (خواصّ و اسرار اشیاء و) پدیدهها آگاه کرد، خداوند فرمود: به شما نگفتم که من غیب (و راز) آسمانها و زمین را میدانم و از آنچه شما آشکار میکنید یا پنهان میداشتید، نیز آگاهم؟»، (بقره، ۳۱-۳۳) از این آیات برداشت میشود که آدمی از همان آغاز آفرینش نخستین، رسانه (ابزار ارتباط) را میشناسد و از آن به شیوهی فطری که خداوند در نهادش گذاشته است، بهره میبرد؛ و شیوهی بیان پیدرپی اندیشهها، نگرشها و چگونگی انتقال رویدادها و رخدادهایی که در پیرامونش میگذرد را یاد گرفته و به کار میبرد. آن زمان که آدمی نتوانسته خواسته و آرزویش را در پیکر الفاظ و واژهها به زبان آورد، از حرکات و رفتارهایی بهره گرفته است، مانند اشاره، روشن کردن آتش، دهلزدن و … که برخی از این موارد امروزه نیز کاربرد دارد. (الوشلی، بیتا، ۱۶) در جنبه اجتماعی نیز خداوند مردمان را آفریده تا با یکدیگر در ارتباط باشند در کنار همدیگر انس بگیرند و از اخبار و احوال همدیگر آگاه شوند؛ خداوند میفرماید: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکمْ مِنْ ذَکرٍ وَأُنْثَی وَجَعَلْنَاکمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا»، «ای مردمان! ما شما را از مرد و زنی (به نام آدم و حوّاء) آفریدهایم و شما را تیره تیره و قبیله قبیله نمودهایم تا همدیگر را بشناسید»، (حجرات، ۱۳) خداوند ابزار این ارتباط را در اختیار آدمی نهاده و او را آموزش داده است؛ آنجا که میفرماید: «عَلَّمَهُ الْبَیانَ»، (رحمن، ۴) بنابراین دین اسلام به معنای تمام کلمه دینی رسانهای است؛ زیرا مبنای آن بیان و دعوت و تبلیغ است، برخلاف دیگر ادیان مانند یهودیت که دین خود را در انحصار خود میداند و بنا را بر کتمان حق دانستهاند: «إِنَّ الَّذِینَ یکتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَینَاتِ وَالْهُدَی مِنْ بَعْدِ مَا بَینَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکتَابِ أُولَئِک یلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ * إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَینُوا فَأُولَئِک أَتُوبُ عَلَیهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ»، «بیگمان کسانی که پنهان میدارند آنچه را که از دلائل روشن و هدایت فرو فرستادهایم، بعد از آن که آن را برای مردم در کتاب (تورات و انجیل) بیان و روشن نمودهایم، خدا و نفرینکنندگان (چه از میان فرشتگان و چه از میان مؤمنان انس و جان)، ایشان را نفرین میکنند (و خواستار طرد آنان از رحمت خدا خواهند شد). مگر کسانی که توبه کنند (از کتمان حق) و به اصلاح (حال خود و جبران مافات) بپردازند و (آنچه را که از اوصاف پیغمبر و اسلام و دیگر حقائق میدانستند و پنهان میکردند) آشکار سازند. چه توبهی چنین کسانی را میپذیرم و من بسی توبهپذیر و مهربانم.» (بقره، ۱۵۹-۱۶۰) دین اسلام همانگونه که وظیفهی اسوه و الگوی مردم را دعوت و تبلیغ مردم برای شنیدن پیام حق میداند، پیروان این دین را نیز به این فرمان یا به گفتهای به این کار رسانهای فرا میخواند و «خیریت» و برتری این امت را در این دستور میداند: «کنْتُمْ خَیرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ»، «شما (ای پیروان محمّد) بهترین امّتی هستید که به سود انسانها آفریده شدهاید (مادام که) امر به معروف و نهی از منکر مینمائید و به خدا ایمان دارید؛ و اگر اهل کتاب (مثل شما به چنین برنامه و آئین درخشانی) ایمان بیاورند، برای ایشان بهتر است (از باور و آئینی که برآنند. ولی تنها عدّهی کمی) از آنان با ایماناند و بیشتر ایشان فاسق (و خارج از حدود ایمان و وظائف آن) هستند.»(آلعمران، ۱۱۰) بنابراین قرآن برجستهترین و تاثیرگذارترین رسانهای است که با پیشینهای ۱۰۰۰ ساله همه جهانیان را در هر روزگاری همسخن خود قرار میدهد و آنان را با شیوه و ابزارهای برگزیده، به فرمانهای خود رهنمون میسازد. در این نوشتار پس از تعریف لغوی و اصطلاحی رسانه، به ویژگیهای رسانهای قرآن همچون برجستهترین رسانهی اسلامی پرداختهشده است. الف- تعریف رسانه چون سخن این نوشتار بررسی ویژگیهای رسانه در قرآن است و رسانه واژهای فارسی است، بنابراین بایسته است برابرنهاده آن را در لغت و اصطلاح زبان عربی که همانا زبان قرآن
رمضـان مـاه خودسازی
از جمله اسماء نیکو و صفات خداوند که در ماه رمضان بیش از دیگر اسماء خود را مینمایانند صفات عفو، رئوف، رحیم، غفور و تواب است. بنابر این مؤمن را شایسته است فرصت را غنیمت شمارد و هوشیارانه و باجدیت تمام، خود را در برابر پرتو رحمت و الطاف بیکران خداوند قرار دهد و با توبه، دعا، استغفار و عمل صالح به او تقرب جوید و آذوقه نیکو و ارزشمندی را برای حیات دنیوی و اخروی فراچنگ آورد و برای رهایی از تاریکی روزگار و نجات از گمراهی، نوری فراهم سازد. انسان مسلمان ماه رمضان را فرصت گرانبهایی میداند تا با جهد و جدیت اهداف والایی را دنبال کند که میتوان به مواردی چند اشاره نمود: فراهم کردن توشه برای آخرت، کسب تقوا، آرامش روح و روان، سلامتی جسم، کنترل دست و زبان و چشم و گوش از گناه، تقویت اراده، بخشش مال، أُنس و الفت با مسجد و نماز و اذکار و تلاوت قرآن، تدبر در قرآن، تقویت صله رحم، تجدید و تحکیم روابط عاطفی با دیگران، تقویت حس همدردی و نوع دوستی. همه این موارد نه در ذات خود هدف، بلکه وسیله و به منزله پلههای نردبان در راستای صعود و نزدیکی به خداوند و کسب رضایت او میباشند که به تناسب تلاش و اخلاص افراد، این قربت و صعود متفاوت و کم و زیاد خواهد بود. با توجه به اشاره سریع آیه قرآن (کُتب علیکم الصیام کما کُتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون) مهمترین هدف از روزهداری و فرضیت آن، همان ایجاد تقوا و نیروی کنترل کننده در نهان آدمی است تا در همه اوقات زندگی؛ در رشد و تکامل و بالندگی و حفظ و نگهداری حالات نیکو، یاورش باشد. نکته قابل توجه این است که این تقوا از چه قوتی برخوردار و چقدر ماندگار و تا چه حدی کارساز است؟ زمانی که از فرد حاجی انتظار میرود با یک دوره عبادت چند روزه در بیتالله، بقیه عمرش را با توبه و انابه و پرهیز از گناه سپری نماید، چرا نباید تمرین شبانهروزی یک ماه تمام در رمضان، ما را حداقل برای ۱۱ ماه از تاوان مصون ندارد؟ چرا باید با فرارسیدن عید فطر، به همان نقطه اول (قبل از رمضان) برگردیم و توشهای از تقوا بر نگیریم؟ شاید این سؤال جز عده اندکی از مسلمین بقیه را مورد خطاب قرار دهد. چنین به نظر میرسد دیدگاه و موضع مسلمانان در رابطه با روزهداری متفاوت است که در نهایت میتوان در چهار حالت خلاصه نمود: حالت اول: فرد مؤمن در طول سال چنان عارفانه و صالحانه زندگی میکند و از چنان تقوا و تلاش و حال و هوا و ارتباط محکم با خداوند برخوردار است، فرارسیدن رمضان چندان تغییر و تأثیری در حال و احوال و عبادت او نخواهد داشت. میتوان گفت افرادی در حد پیامبران از این حالت برخوردارند. حالت دوم: فرد مؤمن در اثر دیدگاه و شناخت صحیح از روزهداری، با بهرهوری از فرصت، برنامهریزی دقیق، مراقبت و مواظبت کامل، نهایت تلاش به خرج داده و هر روز بر عبادت و تقوای خود میافزاید و با دادن فطریه و نمازعید آن را به اوج میرساند و مهمتر از همه بعد از رمضان با پایبندی به عبادات و پرهیز از گناهان، در حفظ و نگهداری آن میکوشد. حالت سوم: فرد مسلمان در رمضان نهایت تلاش بهخرج میدهد که از طریق عبادات و مواظبت و مراقبت، تقوای الهی را در خود ایجاد نماید. اما پس از عید فطر در حفظ این سرمایه عظیم (تقوا) سهلانگاری میکند و در اثر تنبلی و عدم قاطعیت و سستی اراده، کم کم به حالت قبل از رمضان بر میگردد. با تأسف باید گفت کە بیشتر مسلمانان در این دایره میگنجند. حالت چهام: وجود دیدگاه اشتباه و ناصواب عدهای از مسلمانان در رابطه با روزهداری است که آن را در امساک از خوردن و نوشیدن خلاصه میسازند. نه بر عبادات خود میافزاید و نه اعضای خود را از گناه باز میدارد. روزه میگیرد و در همان حال نماز نمیخواند. روزه میگیرد اما از تهمت و غیبت و دروغ و گرانفروشی و … دست بر نمیدارد. این هم حال و وضع بیشتر مسلمانان امروزی است. نتیجه: مطابق آنچه اشاره رفت خواسته خدا از فرضیت روزه برای مسلمان بهره برداری تقوا از خرمن رمضان است تا در سایه آن بتوان در طول سال و ایام زندگی واجبات اسلام را با دقت انجام داد و از منهیات پرهیز کرد و در صورت ابتلا به گناه، درگه توبه را کوبید و در نهایت نفس مطمئنهای ساخت که به وقت وداع از دنیا، فرشتگان رحمت به استقبال او بشتابند.
انتشار اثر قرآنی «ترنم نور»(۵) با صدای محمدرضا محمدیان
به گزارش وبسایت رسانه قرآنی ترنم نور، اثر قرآنی ترنم نور(۵) شامل تلاوت کل قرآن کریم به تفکیک ۱۱۴ سوره، با صدای شیخ محمدرضا محمدیان، قاری اهلسنت کشور تهیه و توزیع شد. متین لطفی مدیر تولید محصول قرآنی «ترنم نور» پیرامون تهیه و تولید این اثر قرآنی در گفتوگویی با رسانهها گفت: «ترنم نور(۵)» با همکاری مدرسه دینی امام شاطبی شهر لطیفی از توابع استان فارس تهیه و تدوین شده و دلبستگان قرآن کریم میتوانند جهت استماع تلاوت آیات الهی یا استفادهی آموزشی از این اثر، به کانال تلگرامی «ترنم نور» مراجعه نمایید. «شیخ محمدرضا محمدیان»، متولد سال ۱۳۵۷ در شهر لطیفی از توابع شهرستان لارستان واقع در استان فارس هستند. ایشان از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۸۵ در دانشگاه اسلامی مدینه منوره مشغول تحصیل در رشتهی قرائات بوده و پس از اتمام تحصیلات به ایران باز گشتند. شیخ رضا حافظ کل قرآن کریم و از چهرههای نامآشنای قرائت و تلاوت کلام الله و نیز استاد دروس قرائات و علوم قرآن در مدرسه دینی امام شاطبی شهر لطیفی هستند و هر سال در مناطق مختلف، شاگردان مستعد و علاقهمند به زمینههای قرآنی را پذیرش نموده و برای آنها اقدام به برگزاری دورههای تخصصی فشرده در حوزهی قرائات و تربیت مربی قرآن مینمایند. ایشان هماکنون در شهر لطیفی از توابع استان فارس سکونت داشته و مشغول فعالیتهای قرآنی میباشند. گفتنی است چهار محصول آخر ترنم نور با صدای آقایان «خالد محمدی»، «دکتر سیداحمد هاشمی»، «سیدعباس حسینی» و «محمد امین اسدی» در سالهای ۱۳۹۹ الی ۱۴۰۱ انتشار یافت.















