آخرین مطالب
اشتراک گذاری

تالیف: واحد پژوهش رسانه قرآنی ترنم نور

قرآن از همان آغاز، متنی بوده است که هم «شنیده» می‌شد و هم «ثبت» می‌گردید. تصور رایجی که قرآن را در دوره پیامبر ﷺ صرفاً متکی بر حافظه شفاهی می‌داند، بیش از آن‌که بر داده‌های متنی و قرآنی استوار باشد، ناشی از پیش‌فرض‌های ساده‌سازی‌شده درباره فرهنگ عربی قرن نخست است. بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که نوشتن قرآن در زمان پیامبر ﷺ نه امری استثنایی یا دیرهنگام، بلکه بخشی از سازوکار عادی انتقال وحی بوده است؛ هرچند این نوشتن، لزوماً به معنای وجود یک مصحف نهایی و جلدشده به شکل امروزی نبوده است.

قرآن خود، بارها به «نوشتار» به‌عنوان یکی از لایه‌های انتقال وحی اشاره می‌کند. در توصیف جایگاه قرآن می‌خوانیم:

﴿فِی صُحُفٍ مُّکَرَّمَهٍ * مَّرْفُوعَهٍ مُّطَهَّرَهٍ * بِأَیْدِی سَفَرَهٍ﴾ (عبس، ۱۳–۱۵)

ترجمه: «در صحیفه‌هایی گرامی، بلندمرتبه و پاکیزه، به دست نویسندگانی [فرستادگان].»

این آیات، فارغ از تفسیرهای فرعی، نشان می‌دهد که مفهوم «صحیفه» و ثبت مکتوب، از ابتدا در منطق قرآنی حضور دارد. قرآن خود را صرفاً یک گفتار رهاشده در حافظه جمعی معرفی نمی‌کند، بلکه از جایگاهی سخن می‌گوید که نوشتار در آن نقش دارد.

افزون بر این، قرآن به ابزار نوشتن نیز تصریح می‌کند:

﴿الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ﴾ (علق، ۴)

ترجمه: «آن‌که به‌وسیله قلم آموزش داد.»

قلم در این‌جا نماد تمدنیِ انتقال دانش است. ذکر آن در نخستین آیات نازل‌شده، به‌سختی با این فرض سازگار است که وحی، صرفاً متکی بر حافظه و بدون ثبت مکتوب پیش رفته باشد.

اما نکته کلیدی این است که «نوشته‌شدن قرآن» را نباید با «تدوین نهایی مصحف» خلط کرد. نوشته‌شدن، به معنای ثبت آیات بر مواد نوشتاریِ رایجِ زمان (مانند پوست، کتف، چوب نازک یا پارچه) است، در حالی که تدوین مصحف، به معنای گردآوری همه این نوشته‌ها در یک ساختار واحد و رسمی است. قرآن خود، میان این مراحل تفکیک قائل می‌شود و از «جمع» به‌عنوان فرآیندی آگاهانه یاد می‌کند:

﴿إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ﴾ (قیامه، ۱۷)

ترجمه: «گردآوری و خواندن آن بر عهده ماست.»

این آیه نشان می‌دهد که جمع قرآن، فرآیندی تدریجی و هدایت‌شده بوده است، نه اقدامی ناگهانی یا صرفاً پس از وفات پیامبر ﷺ. اگر هیچ ثبت مکتوبی در کار نبود، سخن گفتن از «جمع» معنای روشنی نداشت؛ زیرا چیزی که فقط در حافظه‌ها پراکنده باشد، به معنای دقیق کلمه «جمع‌پذیر» نیست مگر آن‌که پیشاپیش صورت‌های ثابتی داشته باشد.

از سوی دیگر، خود قرآن به پیامبر ﷺ دستور می‌دهد در دریافت وحی شتاب نکند:

﴿لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ﴾ (قیامه، ۱۶)

ترجمه: «زبانت را برای شتاب در آن حرکت مده.»

این دستور، تنها زمانی معنادار است که فرض شود فرآیند ضبط و تثبیت وحی، روشی مطمئن دارد؛ روشی که نیازمند تکرار عجولانه برای حفظ شخصی نیست. این می‌تواند هم حفظ در حافظه باشد و هم ثبت در نوشتار، و قرائن نشان می‌دهد که هر دو به‌طور هم‌زمان به کار گرفته می‌شده‌اند.

از نظر عقل تاریخی نیز، این‌که متنی با این سطح از اهمیت، صرفاً به حافظه سپرده شده باشد، فرضی شکننده است. حتی در جوامعی با فرهنگ شفاهی قوی، متون هویتی و حقوقی معمولاً ثبت مکتوب می‌شوند، هرچند نسخه نهایی آن‌ها ممکن است دیرتر سامان یابد. قرآن نیز از این قاعده مستثنا نیست. اما و اگر این ثبت‌ها پراکنده بوده‌اند، یا روی مواد ناپایدار نوشته شده‌اند، این امر اصل نوشتن را نفی نمی‌کند؛ بلکه صرفاً نشان‌دهنده تفاوت میان «ثبت اولیه» و «صورت‌بندی نهایی» است.

نکته مهم دیگر این است که قرآن، خود را «کتاب» می‌نامد:

﴿ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ﴾ (بقره، ۲)

ترجمه: «این است کتابی که در آن تردیدی نیست.»

واژه «کتاب» در کاربرد قرآنی، الزاماً به معنای یک جلد فیزیکی کامل نیست، اما به‌روشنی دلالت بر متنی دارد که قابلیت نوشتن، رجوع و تثبیت دارد. اطلاق این واژه بر قرآنی که هنوز در حال نزول است، نشان می‌دهد که نوشتار، از همان زمان نزول، جزء هویت آن محسوب می‌شده است.

در این میان، نباید از واقعیت‌های انسانی غفلت کرد. پیامبر ﷺ، آورنده وحی است، نه نگارنده شخصی تمام آیات. اما این به معنای بی‌نقشی او در فرآیند نوشتن نیست. هدایت نوشتن، تعیین جای آیات، و نظارت بر نحوه ثبت، بخشی از رسالت او بوده است. قرآن نیز این نقش هدایت‌گر را تأیید می‌کند، بی‌آن‌که پیامبر ﷺ را نویسنده مستقل متن بداند:

﴿وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ﴾ (نجم، ۳–۴)

ترجمه: «و از روی هوا سخن نمی‌گوید؛ این جز وحی‌ای که وحی می‌شود نیست.»

بنابراین، نوشتن قرآن در زمان پیامبر ﷺ نه به معنای دخالت شخصی او در متن است و نه به معنای شکل‌گیری فوری یک مصحف نهایی. بلکه به معنای آن است که وحی، از همان ابتدا، هم شنیده می‌شد، هم حفظ می‌شد، و هم نوشته می‌شد. این سه لایه، به‌صورت هم‌زمان عمل می‌کردند و یکدیگر را تصحیح و تثبیت می‌نمودند.

اگر هم پرسیده شود چرا با وجود این نوشتارها، مصحف نهایی بعداً تدوین شد، پاسخ روشن است: نوشتن آیات، تابع نزول تدریجی بود، اما تدوین مصحف، نیازمند پایان نزول و تثبیت کامل متن بود. این فاصله، نه نشانه خلأ، بلکه نشانه احتیاط متنی است. متنی که هنوز در حال تکمیل است، نمی‌تواند صورت نهایی خود را پیشاپیش ببندد.

در نتیجه، پاسخ به این پرسش که آیا قرآن در زمان پیامبر ﷺ نوشته می‌شد، مثبت است؛ اما با این قید عقلانی که نوشته‌شدن، با تدوین نهایی یکسان نیست. قرآن، متنی است که در زمان پیامبرﷺ ثبت می‌شد، تحت نظارت ایشان سامان می‌یافت، و پس از پایان نزول، صورت نهایی مکتوب آن تثبیت شد. این فرآیند، نه افسانه‌پردازانه است و نه ساده‌انگارانه؛ بلکه دقیقاً همان چیزی است که از یک متن هویتیِ جدی انتظار می‌رود.

 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.