قرآن کریم
توصیههای عبدالباسط به قاریان قرآن
آنچه از مکتب استاد عبدالباسط میآموزیم، اخلاص در قرائت قرآن کریم است. چرا که او خود میدانست که صوت خوش آنجا تاثیر خواهد گذاشت که با خلوص و پاکی از هر گونه مادیت، و برای رضای خداوند باشد. از این رهگذر صوت او نیز بر دل و جان مسلمانان و حتی اهل کتاب مینشیند. استاد عبدالباسط برای قاریان توصیههای دارند که شنیدن آنها سودمند است. او بیان میکند: اولین شرط برای یک قاری، اتکا وتوکل به خدای بزرگ است. سپس خشوع و خضوع در برابر پروردگار متعال و اظهار عجز و ناتوانی در مقابل قدرت بی انتهای او. در چنین صورتی است که صوت قرآن از دل و جان قاری بر می خیزد و بر روح و روان شنونده می نشیند. به برادران قراء خود سفارش میکنم به قصد رضا و خشنودی خداوند قرآن بخوانند و از اعماق و صمیم قلب بخوانند تا در مردم و اعماق قلبشان نفوذ کند. به برادران قرائی که در آغاز راه هستند توصیه میکنم که روش خاصی را برای خود داشته باشند. و تا میتوانند از کسی تقلید نکنند تا شخصیت کاملی را برای خود قرار دهند. بنابه گفته رسول الله(ص) قرآن در شرایط حزنانگیزی نازل شده است؛ پس سعی کنید به هنگام خواندن آن، با حزن و اندوه همراه باشد. ما نیز باید با حزن آن را بخوانیم. به قرآن، انس و علاقه نشان دهید و در آیاتش حتماً اندیشه و تدبر کنید؛ به خصوص به هنگام سپیدهدم.«إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا» و قرآن را در سپیدهدم و سحری بخوانید چرا که قرآن سپیدهدم مورد گواهی و بازدید قرار میگیرد. —————————————– منبع: زندگینامه مقریء کبیر شیخ عبدالباسط محمد عبدالصمد، تالیف فائز ابراهیم محمد، نشر احسان.
دلایل حضرت ابراهیم برای یکتاپرستی
تاملی در آیات ۶ تا ۱۷ سوره بلد
اول: در آیه ششم وهفتم (یَقُولُ أَهْلَکْتُ مَالًۭا لُّبَدًا ۶ أَیَحْسَبُ أَن لَّمْ یَرَهُۥٓ أَحَدٌ ۷) اشاره به فردى دارد که با تکبر وغرور از صرف اموالش جهت آزار واذیت پیامبر عزیز و رسیدن به خواستههای نامشروعش، صحبت میکند و به اموال وثروت خود مینازد. و در آیه بعد خداوند پاسخ گستاخی او را میدهد که خداوند او را میبیند و ازنیت پلیدش که آزار رساندن به پیامبر عزیز و یا کسب نام وشهرت میباشد، آگاه است و میداند با چه نیتی اموالش را هزینه کرده است. دوم: (أَلَمْ نَجْعَل لَّهُۥ عَیْنَیْنِ ۸ وَلِسَانًۭا وَشَفَتَیْنِ ۹) به انسان، نعمت چشم و زبان و دو لب را یادآوری میکند (البته اینجا تنها منظور ابزار ظاهری نیست بلکه نفس ناطقهای است که کار اندیشیدن و فهمیدن را بر عهده دارد). سوم: (وَهَدَیْنَـٰهُ ٱلنَّجْدَیْنِ ۱۰) اشاره به دو راه نیک و بد که خداوند به انسان عطا کرده و او را به حال خود رها نکرده. چهارم: (فَلَا ٱقْتَحَمَ ٱلْعَقَبَهَ ۱۱وَمَآ أَدْرَىٰکَ مَا ٱلْعَقَبَهُ ۱۲) اشاره به مسیر سخت و صعبالعبور است (عقبه گردنهای سخت و کوهستانی که گذر از آن بسیار سخت است). حال اگر ما بخواهیم راه بد را انتخاب کنیم کاری سهل و آسان است و مبارزهای با نفس در کار نیست، اما اگر راه نیک را انتخاب کنیم باید از گردنهای صعبالعبور گذر کنیم و آن جهاد دائمی با نفس و خواستههای شیطانی است. پنجم: خداوند مهربان برای انجام این نیکیها ما را راهنمایی میکند و راه عبور از این مسیر صعبالعبور را به ما نشان میدهد. که عبارت است از: (فَکُّ رَقَبَهٍ ۱۳أَوْ إِطْعَـٰمٌۭ فِى یَوْمٍۢ ذِى مَسْغَبَهٍۢ ۱۴یَتِیمًۭا ذَا مَقْرَبَهٍأ۱۵َوْ مِسْکِینًۭا ذَا مَتْرَبَهٍۢ ۱۶) آزاد کردن برده چون در عصر ما بردهداری رسم نیست میتوانیم به آزادی زندانیان ورشکسته کمک کنیم و یا طعام دادن به گرسنگان که اکنون متأسفانه در جامعه خودمان فراوان هستند. کمک به یتیمان بخصوص یتیم خویشاوند. یا به بینوایی که در اثر مشکلات زندگی به خاک نشستهاند و این کارها چه بهصورت آشکار باشه چه بهصورت نهان نیاز به مبارزه با نفس دارد. و در کنار انجام این اعمال خوب لازم است که انسان مؤمن باشد و هدفش جلب رضایت خداوند متعال باشد نه اینکه دنبال کسب شهرت و مقام، که خداوند به همهچیز آگاه است و عمل بدون ایمان موردپذیرش پروردگار نیست. ششم: سپس خداوند متعال برای انجام اعمال نیک سفارش شده در آیه هفدهم به ما توصیه میکند که بهصورت جمع اقدام کنیم تا جامعهای مؤمنانه داشته باشیم (ثُمَّ کَانَ مِنَ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلْمَرْحَمَهِ ۱۷) زیرا مطلوب است که فرد ایمان آورنده با دیگر ایمان آورندگان همراه شود تا یک جمع ایمانی تشکیل شود تا برای برپایی خوبیها و از بین بردن بدیها بهصورت جمعی عمل کنند و یکدیگر را به شکیبایی و مهربانی با خلق خدا سفارش کنند. و کسی که پا در دایره ایمان بگذارد تمام زندگیاش یک زندگی صابرانه میباشد و انجام خوبیها و دوری از حرام جز با صبر مقدور نیست، و دیگر ویژگی بارز جامعه ایمانی رحم و شفقت و مهربانی و دلسوزی برای تمام بشریت است، و هر مؤمن باید این صفت رحمانی را در خود تقویت کند. آنان که چنین اوصافی دارند نیکبخت هستند.
قرآن، رسانهای اخلاق مدار
انتشار اثر قرآنی «ترنم نور»(۵) با صدای محمدرضا محمدیان
به گزارش وبسایت رسانه قرآنی ترنم نور، اثر قرآنی ترنم نور(۵) شامل تلاوت کل قرآن کریم به تفکیک ۱۱۴ سوره، با صدای شیخ محمدرضا محمدیان، قاری اهلسنت کشور تهیه و توزیع شد. متین لطفی مدیر تولید محصول قرآنی «ترنم نور» پیرامون تهیه و تولید این اثر قرآنی در گفتوگویی با رسانهها گفت: «ترنم نور(۵)» با همکاری مدرسه دینی امام شاطبی شهر لطیفی از توابع استان فارس تهیه و تدوین شده و دلبستگان قرآن کریم میتوانند جهت استماع تلاوت آیات الهی یا استفادهی آموزشی از این اثر، به کانال تلگرامی «ترنم نور» مراجعه نمایید. «شیخ محمدرضا محمدیان»، متولد سال ۱۳۵۷ در شهر لطیفی از توابع شهرستان لارستان واقع در استان فارس هستند. ایشان از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۸۵ در دانشگاه اسلامی مدینه منوره مشغول تحصیل در رشتهی قرائات بوده و پس از اتمام تحصیلات به ایران باز گشتند. شیخ رضا حافظ کل قرآن کریم و از چهرههای نامآشنای قرائت و تلاوت کلام الله و نیز استاد دروس قرائات و علوم قرآن در مدرسه دینی امام شاطبی شهر لطیفی هستند و هر سال در مناطق مختلف، شاگردان مستعد و علاقهمند به زمینههای قرآنی را پذیرش نموده و برای آنها اقدام به برگزاری دورههای تخصصی فشرده در حوزهی قرائات و تربیت مربی قرآن مینمایند. ایشان هماکنون در شهر لطیفی از توابع استان فارس سکونت داشته و مشغول فعالیتهای قرآنی میباشند. گفتنی است چهار محصول آخر ترنم نور با صدای آقایان «خالد محمدی»، «دکتر سیداحمد هاشمی»، «سیدعباس حسینی» و «محمد امین اسدی» در سالهای ۱۳۹۹ الی ۱۴۰۱ انتشار یافت.
سورهای مانند قرآن بیاورید
أَمۡ یَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۖ قُلۡ فَأۡتُواْ بِسُورَهٖ مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواْ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن کُنتُمۡ صَٰدِقِینَ (یونس – ۳۸) (أم یقولون:افتراه؟ ). یا میگویند که (محمّد قرآن را خودش سـاخته و پرداخته است و) او آن را به دروغ به خدا نسـبت داده است؟. پس از این نفی و این بیان، میگویند: پس ایـن قرآن ساخته و پرداختۀ خود محمّد است… مگر نه این است که محمّد صلّی الله علیه و آله وسلّم انسانی است و با همان زبانی سـخن میگوید که آنان بدان سخن میگویند، و همان حروفی را در اختیار دارد که ایشان را در اختیار دارند. از قبیل: (ألف .لام .میم ) …(الف . لام . را )… ( الف. لام .میم . صاد)… ۱[۳] و غیره… آنان هم مشغول شوند، و هـمۀ کسـانی را همراه خود کنند که میتوانند ایشان را گرد بیاورند، و به ساختن و پرداختن بپردازند و به دروغ به خدا نسـبت دهند، همانگونه که گمان میبرند مـحمّد چـنین کـرده است. آنان نه همۀ قرآن را بلکه سورهای همانند آن را ساخته و پرداخته کنند و ارائه دهند: (قل:فأتوا بسوره مثله , وادعوا من استطعتم من دون الله إن کنتم صادقین ). بگو: (اگر چنین است و قرآن ساختۀ بشر است) شما یک سورۀ همانند آن را بسازید و ارائه دهید، و در این کار هر کسی را که میخواهید بجز خدا فراخوانید و به کمک بطلبید، اگر راست می گوئید (که قرآن را مـن ساخته و پرداختهام). نتیجۀ این مبارزه طلبی ثابت و آشکار گردید، و معلوم و پدیدار شد که از انجام چنین کاری درمانده و ناتوانند. هنوز هم چنین است و پیوسته هم چنین خواهد بود: هیچ کسی و هیچ گروهی نتوانسته و هرگز نـمیتوانند کـه سورهای همانند سورهای از قرآن را بسازند و بیاورند. کسانی که بلاغت و فصاحت زبان عربی را فهم و درک میکنند، و با جمال و زیبائی هـنری ایـن زبان، و بـا همآوائی و هماهنگی آن آشنا هستند، خوب مـیدانـند ایـن گونه سـخنگوئی از آدمـیزاد بـرنمیآید. همچنین کسانی که نـظامها و سـیستمهای اجتماعی، و اصـول قانونگذاری را بررسی و پژوهش مینمایند، و نظام و سیستمی را که این قرآن با خود به ارمغان آورده است مطالعه و وارسی میکنند، خوب میدانند که در قرآن به تنظیم جامعۀ بشری، و به مقتضیات زندگی انسانها از هر جهت توجّه شده است و همۀ جوانب حـیات، آنـان پیش چشم بوده است، و همۀ نیروهای اندوختۀ سودمند، و همۀ فرصتهای مناسب، برای رویاروئی ساده و آسان با حوادث زمان و با دگرگونیها و تـحوّلات آن، مورد استفاده قرار گرفته است… همۀ اینها بالاتر و فراتـر از آن هستند که عقل یک انسان، یا مجموعۀ عقلهای یک نسل، و یا مجـموعۀ خردهای همۀ نسـلهای پیاپی در طول زمان، بتوانند بدانها احاطه و دسترسی پیدا کنند… و نیز چنین است حال کسانی که دربارۀ روانشناسی و روانکاوی انسانها، و دربارۀ وسائل و راههای تأثیر در نفس انسانها، و راجع به کارها و شیوههای نفوذ به دلها و درونها، مطالعه و تحقیق مـیکنند، و به بـررسی و پژوهش وسائل و روشهای قرآن میپردازند. در قرآن تنها اعجاز کلمات و تعبیرات، و اعجاز، نـحوۀ ادای سخن، موجود نیست و بــس . بلکه اعجاز مطلقی در قرآن است که کارشناسان آگـاه از ایـن امور، و نـیز کارشناسان آگاه از نظامها و سـیستمهای اجـتماعی و مسائل حـقوقی و قانونگذاری، و امور روانی، و نظائر اینها، بدان آگاه هستند. کسانی که در فن تعبیر وارستهاند، و کسانی که از نحوۀ اداء هـنری آگـاهی زیـادی دارنـد، بـیشتر از دیگـران میدانند چه اندازه تعبیر قرآنی از اعـجاز بـرخـوردار است و نـــیز کســانی کـه راجـع بـه افکـار و آراء و نـظریهپردازیـهای اجـتماعی و قـانونی و روانی، و اندیشههای انسانی به طور کـلی، تحقیق کـردهانـد و پژوهش نمودهاند، از دیگران بهتر و بیشتر به فراخی و ژرفی اعجاز موضوعی این کتاب پی میبرند. پیشاپیش اعتراف میکنم که از بیان حقیقت اعجاز قران و از ذکر اندازۀ اعجاز آن چـنان کـه باید درمـانده و ناتوانم. همچنین عاجزم از این که اعـجاز قرآن را با اسلوب بشری به تصویر بکشم. این را هم میدانم کـه سخن به درازا کشاندن دربارۀ این اعجاز – آن هـم در حدود توان بشری – موضوع کتاب مسـتقلی است. لذا در اینجا خواهم کوشید که نگاه گذرائی به گوشههائی از اعجاز قرآن بیندازم. شـیوۀ سـخنپردازی قـرآنـی از شـیوۀ سـخنپردازی انسانی، ممتاز و جداگانه است… سخن قرآن سـلطه و قدرت شگـفتی بر دلها دارد، سلطه و قدرتی که سـخن انسان بیبهره از آن است. حتیّ این سـلطه و قـدرت گاهی بر کسانی تأثیر میگذارد کـه قـرآن را تـلاوت میکنند، ولی حرفی از زبان عربی نمیدانند… حوادث شگفتی روی داده است که نمیتوان آنها را تفسیر کرد مگر با چیزی که میگوئیـم. هر چند این چیز قاعدۀ کـلّی نیست، ولی وقوع آن حوادث نیاز به تفسیر و تـعلیل دارد… نمونههائی از حوادث و رخـدادهـائی را ذکـر نمیکنم که برای غـیر خـودم روی داده است. ولیکـن حادثهای را ذکر میکنم که برای خودم روی داده است. پنج نفر با من در این حادثه حضور داشتهاند و گواه بر آن هستند. حادثه این است: در حدود پانزده سال قبل ما شش نفر مسلمان سوار یـک کشتی مصری شدیم. کشتی ما را از میان امواج اقیانوس اطلس به سوی نیویورک به حرکت درآورد. مسافران کشتی ۱۲۰ نفر زن و مرد خارجی بودند. در میانشان یک نفر مسلمان هم نبود… بر دلـمان گذشت که روی عرشۀ کشتی در میان اقیانوس نماز جمعه را بـخوانیم!… خدا میداند ما نـمیخواستیم نماز جمعه را اقامه کنیم، ولی چون دیدیم که یک مبلّغ مسیحی روی عرشۀ کشتی به کار تبلیغ خـود مشغول است، و حتّی با ما هم دم از تبلیغ میزند، احسـاسات دینی ما را دربرگرفت و ما را بـرآن داشت کـه نـماز جمعه را بخوانیم. فرمانده کشتی که یک نفر انگـلیسی بود کار را برای ما تدارک دید و اجازه داد که نماز خود را بخوانیم. به ملّاحان و آشپزان و خدمتکاران کشتی که همه از مملکت نوبه و مسلمان بودند اجازه داد آنانی که در وقت نماز سر پست نبوده و به «خدمت« مشغول نیستند با ما نماز بخوانند! مسلمانان کشتی هـمگی از این امر بسیار شادمان شدند. چرا که برای نخستین بار بود که نماز جمعه بر عرشۀ کشتی خـوانـده میشد…
قاری ترنم نور(۴): محمد امین اسدی
«قاری محمد امین اسدی» متولد سال ۱۳۵۳ در شهر سنندج مرکز استان کردستان، دانشآموختهی رشتهی ریاضیات و دبیر آموزش و پرورش میباشند. ایشان از چهرههای نامآشنای قرائت و تلاوت و آموزش قرآن کریم هستند که با شرکت در مسابقات و محافل قرآنی در مناطق مختلف ایران و کشورهایی نظیر عراق، امارات، ترکیه، هندوستان و عربستان، موفق به کسب رتبههای برتر در سطوح بینالمللی شدهاند. از جملهی این توفیقات میتوان به کسب مقام اول در مسابقات بینالمللی امارات متحده عربی، مقام دوم در مسابقات بینالمللی هندوستان و مقام اول در مسابقات قرآنی غرب ایران اشاره نمود. ایشان هماکنون در شهر سنندج مشغول فعالیتهای قرآنی میباشند.
قاری ترنم نور(۲): سیداحمد هاشمی
«دکتر سیداحمد هاشمی» متولد سال ۱۳۴۸ در شهر خور لارستان از توابع استان فارس میباشد. ایشان تحصیلات خود را در مقطع متوسطه در شهر اوز فارس سپری کرده، کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در سودان و دکتری تخصصی(PhD) را در مالزی اخذ نموده است. دکتر هاشمی پس از إتمام تحصیلات عالی در خارج از کشور، در سال ۱۳۸۷ به ایران بازگشته و به عنوان پژوهشگر و مدرس، در مراکز علوم اسلامی، مشغول فعالیت میباشد. ایشان حافظ کل قرآن کریم بوده و بر ۲ زبان عربی و انگلیسی تسلط داشته و سابقهی امامت در مساجد کشورهای مختلف از جمله ایران، سودان و مالزی را دارا میباشد.
دعای یونس و حال امروز مسلمانان
«فَنَادى فِى الظُّلُمَاتِ اَنْ لاَ اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ سُبْحَانَکَ اِنِّى کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» الانبیاء-۸۶ «اِذْ نَادى رَبَّهُ اَنِّى مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَاَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ» الانبیاء-۸۳ «فَاِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِىَ اللّهُ لاَ اِلهَ اِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ» التوبه-۱۲۹ «حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» آل عمران-۱۷۳ لاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّهَ اِلاَّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِیمِ « لِلَّذیِنَ اَمَنُوا هُدیً وَ شِفَاءً» فصلت-۴۴ مناجات حضرت یونس بن متّی، بزرگترین مناجات و از مهمترین وسیلههای اجابت دعاست. خلاصه حکایت مشهور حضرت یونس (ع) چنین است: او به دریا افکنده شد و ماهی بزرگی وی را بلعید؛ در حالی که دریا طوفانی بود، شب تاریک و هراسانگیز بود و او از همه اسباب ظاهری قطع امید کرده بود. در همان حال، مناجات «لاَ اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ سُبْحَانَکَ اِنِّى کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» به سرعت واسطه نجات او شد. سرّ عظیم این مناجات آن است که در آن وضعیت، همه اسباب کارایی خود را از دست داده بودند؛ زیرا او برای نجات، محتاج ذاتی بود که فرمانش در ماهی و دریا و شب و جوّ آسمان نافذ باشد. شب و دریا و ماهی همه علیه او متفق شده بودند و تنها ذاتی میتوانست او را به ساحل سلامت برساند که آن هر سه را یکباره مسخّر امر خویش سازد. حتی اگر همه خلق نیز خادم و یاور او میبودند، باز هم سودی نداشت؛ پس روشن میشود که اسباب، به خودی خود، تأثیری ندارند. از آنجا که حضرت یونس (ع) به عینالیقین دریافت که هیچ پناهی جز مسبّبالاسباب نیست، سرّ احدیت در نور توحید برای او آشکار شد و همان مناجات، در یک لحظه، شب و دریا و ماهی را مسخّر ساخت. این مناجات، به سبب نور توحید، بطن ماهی را همچون کشتی زیردریایی قرار داد و دریا را در میان موجهای دهشتناکِ چون کوه، به صحرایی امن و میدانی پاکیزه برای سیر و تماشا بدل کرد و با همان نور، پهنه آسمان را از ابرها پاک نمود و ماه را چون چراغی بر فراز سر او قرار داد. آفریدههایی که از هر سو او را تهدید میکردند، اینبار از هر جهت با او دوست و همراه شدند تا آنکه به ساحل سلامت رسید و زیر شجره یقطین، یعنی بوته کدو، لطف ربانی را مشاهده کرد. اکنون ما در وضعیتی بهمراتب هولناکتر از وضعیت نخست حضرت یونس (ع) به سر میبریم. شب ما، آینده ماست و این آینده، از منظر غفلت، صد بار تاریکتر و ترسناکتر از شب اوست. دریای ما همین کره سرگردان زمین است که در هر موج آن هزاران جنازه نهفته و از دریای او بسی هراسانگیزتر است. هوای نفس ما نیز ماهی ماست؛ همان چیزی که حیات ابدی ما را تهدید میکند و در پی نابودی آن است. این ماهی، هزار برابر زیانبارتر از ماهی حضرت یونس (ع) است؛ زیرا ماهی او حیاتی صدساله را از میان میبرد، اما ماهی ما میکوشد حیاتی میلیونساله را تباه سازد. اکنون که حقیقت حال ما چنین است، باید به اقتدای حضرت یونس (ع)، از همه اسباب و علل قطع امید کنیم و مستقیماً به پروردگارمان، که مسبّبالاسباب است، پناه بریم و بگوییم: «لاَ اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ سُبْحَانَکَ اِنِّى کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» و به عینالیقین بدانیم که آینده و دنیا و هوای نفس، به سبب غفلت و گمراهی ما، علیهمان دست به دست هم دادهاند و تنها کسی که میتواند زیان آنها را دفع کند، همان ذاتی است که آینده تحت امر او، دنیا تحت حکم او و نفس ما تحت اراده اوست. جز آفریننده آسمانها و زمین، چه کسی میتواند ظریفترین و پنهانترین خطورات دل ما را بداند، آینده را با آفرینش آخرت برای ما نورانی سازد و ما را از هزاران موج کشنده دنیا برهاند؟ حاشا و کلا؛ جز ذات واجبالوجود، هیچ چیز و هیچ کس، به هیچ وجه، بیاذن و اراده او نمیتواند ما را یاری دهد و نجات بخشد. اکنون که حقیقت حال ما چنین است، و خداوند در نتیجه آن مناجات، ماهی را برای حضرت یونس (ع) به مرکبی چون زیردریایی تبدیل کرد و دریا را به صحرایی زیبا و شب را به چهرهای مهتابی و دلنشین مبدّل ساخت، ما نیز باید با سرّ همان مناجات بگوییم: «لاَ اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ سُبْحَانَکَ اِنِّى کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ».

















